مهندس نرمافزار سابق اپل در کتابی که به نام «انتخاب خلاقانه» به شرح خاطراتش در دوران طلایی اپل به رهبری استیو جابز میپردازد. در ادامه داستانی میخوانیم از زمانی که استیو جابز میخواست با ایدهای مخالفت و از آن انتقاد کند.
کن کاسیندا (Ken Kocienda) مهندس نرمافزار سابق که قابلیت اصلاح خودکار نوشته (قابلیتی که کاربران آیفون تا حد زیادی به آن وابسته هستند) و همچنین صفحه کلید داخل نمایشگر را برای اولین آیفون توسعه داده است، کتابی را به نام «انتخاب خلاقانه» (Creative Selection) منتشر کرده است و در آن به شرح دیدگاهش به عنوان یکی از اعضای اصلی در جریان فرآیند طراحیهای اپل، زیر نظر استیو جابز میپردازد.
ما قبلا برخی از دیدگاههای جالب کن را که در این کتاب بیان شده با شما اشتراک گذاشتیم. حالا داستان کوتاهی دیگر بخوانیم از زمانی که استیو بدون اینکه بداند چرا مخالف ایدهای است، صرفا نظر مخالفش را خیلی صریح و مستقیم بیان میکند و همین واکنش به پیشرفت کار میانجامد.
تصور کنید رئیس شما به طور مستقیم به چهره شما خیره شده است و مستقیم به شما میگوید پروژه شما «مزخرف» است. بعدا تصور کنید که این رئیس استیو جابز است. وقتی که من به عنوان مهندس اصلی نرم افزار آیفون در طول سالهای طلایی اپل برای آن کار میکردم، این امر درست چیزی است که برای من اتفاق افتاد.
من باید چه واکنشی نشان میدادم؟ فکر نمیکنم ایده خوبی بود که با استیو موافقت کنم، زیرا باعث به وجود آمدن این سوال میشد که چرا من باید چیزی را ارائه میکردم که کیفیتش به قدر کافی رضایتبخش نباشد. اما از طرف دیگر هم نمیتوانستم با او مخالف باشم، مگر اینکه دوست داشته باشم، فورا با مدیرعامل اپل وارد بحث شوم و این چیزی نبود که من در آن زمان واقعا بخواهم.
من هشت گزینه را آماده کردم، بسیاری از آنها گونههای اندکی متفاوت از فونت قدیمی ما، هلوتیکا بودند و چند فونت دیگر نیز برای تنوع در کنار آنها بودند. اما هرکدام از آنها یک مشکل داشتند: اگر بزرگنمایی را افزایش میدادید، حروفی مثل (M) (به عنوان مثال در واژههای Email و Message) ناخوانا میشد و این شرایط در واقع با نمایشگرهای قبلی که رتینا نبودند، فرقی نداشت و نمیتوانست قابلیتهای نمایشگر رتینا را نشان دهد.
من با همکارانم برگشتیم و چند روز دیگر هم روی فونتها کار کردیم و در طی چند روز، فونت Helvetica Neue را کشف کردیم. این نسخه Neue (معادل آلمانی واژه New است) دارای پیشرفتهای ظریفی بود که هر حرف را خوانا نشان میداد و وقتی نتیجه کار را به استیو نشان دهیم، بیدرنگ آن را تأیید کرد.
اگر چه ممکن است برخی با خواندن این تجربه طرفدار این ایده بشوند که استیو جابز شخصیت زروگویی داشته، اما این نظر کاسیندا نیست، او میگوید:
انتقاد می تواند موثر باشد حتی اگر سازنده نباشد. برای استیو اصلا سخت نبود که نظر مخالفش را خیلی قاطع بیان کند. اگر چیزی را دوست نداشت، خیلی ساده آن را میگفت. سبک رفتار او بازخورد مستقیم بود و مایل بود بگوید که یک ایده خوب نیست، حتی زمانی که نمیتوانست توضیح دهد که چرا…
نکته کلیدی در خصوص رفتار استیو و کلمات قاطع و بیپروایی که به کار میبرد این بود که او توانسته بود به قدر کافی اعتماد در محیط کار ایجاد کند که همه بدانند، وقتی او به شدت چیزی را رد میکند یا مورد انتقاد قرار میدهد، صرفا دارد نظرش را درباره کار شما میگوید، نه خود شما!
کلام آخر
برای اخبار بیشتر از دنیای فناوری با پلازا همراه بمانید، شما همچنین میتوانید در بخش نظرات، دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.
